تبليغاتX
بازگشت

بازگشت
حـــــــــ ــکیمــــانـــــــــ ــــه
در «تفسیر علیّ بن إبراهیم » درباره آیه 56 سوره نساء («كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَـ'هُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَهَ كَانَ عَزِیزًا حَكِیمًا؛ به زودی آنها را به آتشی درآوریم که هربار پوستشان پخته شود، پوستی دیگر برجایش نهیم تا عذاب را (به طور کامل) بچشند. بی شک خداوند شکست ناپذیر حکیم است») وارد است كه از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدند: چگونه پوست های بدن را خداوند تبدیل می كند؟! حضرت فرمود: آیا ندیده ای وقتی را كه یك خشت خام را برداری و پاره و خرد كنی و آن را خاك بنمائی، و سپس آن را در قالب بریزی و دوباره خشت كنی ؟! این همان خشت است كه اصلش واحد است، و حَدث و تغیّری در او پیدا شده است.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 49 سوره ابراهیم: «مُقَرَّنِینَ فِی الاْصْفَاد»ِ وارد است كه: یعنی بعضی از جهنّمیان را با بعضی دیگر به یك قید و زنجیر می بندند و درباره آیه 50 همان سوره («سَرَابِیلُهُم مِن قَطِرَانٍ؛ جامه هایشان از مس گداخته (یا قیر) است») وارد است كه: مراد از «سرابیل» پیراهن است. و در روایت أبوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام وارد است كه: «قَطِرَان» مس گرم و گداخته است، یعنی حرارت آن به حدّ اشدّ رسیده است. و خداوند كه می فرماید: «وَ تَغْشَی ' وُجُوهَهُمُ النَّارُ، یعنی آن پیراهنی كه از مس گداخته است جهنّمی ها بر تن می كنند، و از شدّت گرمی آن، صورت هایشان را آتش می پوشاند» (ابراهیم/50). و نیز در همین تفسیر درباره آیه 16 همان سوره («مِن وَرَآئِِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقَی ' مِن مَآءٍ صَدِیدٍ)، وارد است كه: مراد از آن آشامیدنی هائی كه به جهنّمی ها خورانده می شود كه صَدید است، آن مایعی است كه از فروج زنهای زناكار بیرون می آید.

و درباره آیه 17 همان سوره («یَتَجَرَّعُهُ وَ لاَیَكَادُ یُسِیغُهُ و وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَیِّتٍ)، وارد است كه: چون آن صَدید را كه آن مایع است به او نزدیك كنند كه بیاشامد، ناپسند دارد و متنفّر می گردد. و چون خیلی نزدیك كنند، صورتش كباب شود، و پوست سرش با موها مجموعاً كنده شود. و چون بیاشامد، روده ها و امعاء او پاره پاره شود و در زیر دو قدم او بیفتد. و از هر یك از آن جهنّمیان به قدر یك دشت و به قدر یك وادی، چرك خونین و یا خون چركین و فلزّ گداخته خارج گردد. و آن دوزخیان آنقدر گریه كنند كه از اثر آن در چهره هایشان مانند جوی و نهر، اشك سرازیر شود. و سپس اشك منقطع شود و به جای آن خون گریه كنند. و خون جاری گردد بطوریكه اگر بنا شود كشتی ها در آن اشك ها و خون ها جریان پیدا كنند، می توانند جاری شوند؛ و اینست معنای گفتار خداوند: «وَ سُقُوا مَآءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَآءَهُمْ؛ آبی جوشان به خوردشان داده می شود پس روده هایشان را از هم می پاشد» (آیه 15 سوره محمد).

و نیز در همین تفسیر درباره آیه: «فَالَّذِینَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِن نَارٍ یُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِیمُ * یُصْهَرُ بِهِ مَا فِی بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ * وَ لَهُم مَقَـ'مِعُ مِنْ حَدِیدٍ* كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ» (قسمتی از آیه 19 و آیات 20 تا 22 سوره حج) وارد است كه: مراد از كفّار در اینجا بنی امیّه هستند. و آتش آنطور آنان را فرا گیرد مانند لباسی كه در بركنند، و در اینصورت از شدّت آن، لب های زیرین آنها سست شود و استرخاء پیدا كند تا به ناف آنان برسد، و لب های زِبَرین آنها كشیده شود تا به سر آنان برسد. و هروقت اراده خروج كنند، با مقامع حدید یعنی گرزهای آهنین زده شوند تا با آن گرزها دوباره در دوزخ بازگشت نمایند.

باید دانست كه تفسیر كفّار در این آیه به بنی امیّه از باب جَرْی و تطبیق است نه انحصار مدلول، همچنانكه در آیات شریفه قرآن همه آنچه از این قبیل است بر همین منوال است؛ و گرنه در هر زمان و در هر مكان اگر افرادی پیدا شوند كه موضوع برای این مجازات ها از نقطه نظر تعدّی و تجاوز قرار گیرند، این مجازات ها درباره آنان إجرامی گردد.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 20 سوره سجده («وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَی'هُمُ النَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَآ أُعِیدُوا فِیهَا») آورده است كه: چون در جهنّم وارد شوند، به اندازه هفتاد سال راه پائین می روند، و چون به طبقه پائین تر آن رسیدند در این حال جهنّم یك زفیری می كشد و صدائی از دل بر می آورد كه همه را به بالای جهنّم می پراند و در اینصورت با گرزهای آهنین دوباره آنان را به پائین می رانند.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 30 سوره ق («یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلاَتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِن مَزِیدٍ) آورده است كه: این استفهامی است، چون خداوند به جهنّم وعده داده است كه آن را پر و مملوّ كند. و بنابراین، آتش از جهنّمیان پر می گردد، و پس از این خداوند به آتش می گوید: آیا پر شدی ؟! و آتش بنا بر استفهام می گوید: «هَلْ مِن مَزِیدٍ؟» یعنی آیا با وجود پری و سرشاری، زیادتی متصوّر است؟! یعنی «لَیْسَ فِیَّ مَزِیدٌ؛ در من دیگر جای زیادی نیست!» در این حال بهشت می گوید: بار پروردگارا! تو به آتش وعده دادی كه او را پر كنی و پر كردی! و به من وعده دادی كه مرا پر كنی! پس چرا پر نكرده ای ؟! حضرت فرمود: در این حال خداوند در آن روز خلقی را می آفریند كه بهشت را بواسطه آنان پر كند. و سپس حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: طُوبَی لَهُمْ؛ خوشا به حال آن خلق كه هیچگونه هموم و غموم دنیا را ندیده اند.

و نیز در همین تفسیر درباره آیات 4 تا 7 سوره غاشیه (تَصْلَی ' نَارًا حَامِیَةً * تُسْقَی ' مِنْ عَیْنٍ ءَانِیَةٍ * لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِن ضَرِیعٍ * لاَ یُسْمِنُ وَ لاَ یُغْنِی مِن جُوعٍ؛ (ناچار) به آتشی سوزان در آیند، از چشمه ای داغ نوشانده شوند، طعامی جز از خار تلخ ندارند، که نه فربه کند و نه گرسنگی زداید) آورده است كه: برای آن آتش از شدّت حرارتی كه دارد ناله و فریادی است. و «ضَریع» عَرق اهل جهنّم است، و آنچه از فرج های زنان زناكار خارج می شود.

«جحیم» و «سقر» در جهنم
و نیز در همین تفسیر درباره آیه 12 سوره تکویر («وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ)، از ابن عبّاس آورده است كه: مراد از «سُعِّرَتْ» آنستكه برای كافران روشن می شود و آتش می گیرد. و «جَحیم» بلندترین آتش از جهنّم است. زیرا كه در كلام عرب، جحیم را به مقدار معظمی از آتش گویند؛ مانند گفتار خداوند عزّ وجلّ: «ابْنُوا لَهُ و بُنْیَـ'نًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ؛ برایش بنایی بسازید و او را در جهنمی (از آتش) افکنید» (آیه 97 سوره صافات)، كه مراد مقدار آتش عظیمی است.

و نیز در همین تفسیر، از حضرت صادق علیه السّلام آورده است كه: «إِنَّ فِی جَهَنَّمَ لَوَادِیًا لِلْمُتَكَبِّرِینَ یُقَالُ لَهُ: سَقَرُ. شَكَا إلَی اللَهِ شِدَّةَ حَرِّهِ، وَ سَأَلَهُ أَنْ یَتَنَفَّسَ؛ فَأَذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأُحْرِقَ جَهَنَّمُ؛ در جهنّم یك وادی و بیابانی برای متكبّران است كه به آن سَقَر گویند. به قدری گرم است كه از شدّت حرارت خود به خداوند شكایت كرد، و از او درخواست كرد كه اجازه دهد تنفّسی كند، و خداوند اجازه داد و از تنفّس آن، جهنّم آتش گرفت» (سخن امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 60 سوره زمر).
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:53 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

مقدمه

قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏۵۰ ،۱۳۴٫ مجموعه ورام ،ج ۱ ،ص ۱۴۵) .

عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛  مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش  بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و … .

شب اول قبر

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر.  (مکارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صاددق ۲۷۹) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم .

به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و… باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید. لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد.

نکیر و منکر

سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در  چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ  إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَکَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْکَرٌ وَ الْآخَرُ نَکِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(کشف المحجة لثمرة المهجة، ص: ۲۷۳) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى که داخل قبر خود شود دو ملک نزد او حاضر شوند (یکى منکر و دیگرى نکیر است) و اول چیزى که از وى سؤال کنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال کردند، فرمود: نماز از واجبات دین است …شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نکیر و منکر است

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که:  چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نکیر و منکر) نزد او آیند در حالى که موهاى خود را به زمین می کشند و با پاهاى خود زمین را می شکافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏کننده چشم است و به او می گویند: کیست پروردگار تو و چیست دین تو و کیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه که دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏۲،۱۵۲ )

فرشته

نیز در خبرست آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع کند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و  قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،۸۰ ،الباب الاول)‏

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.

همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر  ۲/ ۶۳۴ و ۳/۲۰۱ )

البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود  و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .

لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الکافی، ج‏۳، ۲۳۵)

در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود.

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج۲،ص ۲۳۷)

به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص۱۰۹)

شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.

برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :

نماز

(۲) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال کردند، فرمود: نماز از واجبات دین است …شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نکیر و منکر است.(نصحایح ،۳۶۹، نماز بیست و نه خاصیت دارد … )

نماز شب

و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل کردند که: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مى‏گردد و… جواب منکر و نکیر و مونس و زائر او در قبر مى‏گردد.

روزه ماه شعبان

هر کس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منکر و نکیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص۸۲)

دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام

هر کس على را دوست بدارد خداوند … ترس منکر و نکیر را از او دور مى‏گرداند و قبرش را روشن مى‏سازد و چهره‏اش را نورانى مى‏نماید. (الإیمان و الکفر بحار الانوار،ج‏۱،۲۵۴)


[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:52 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 11:34 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ســــــــــــــــــــــــــــــلام

روزهای آخر ســـال هس

همه در هیــــــــاهو هستن

همه شاد و دلخوش هستن

همه منتظر بـــــهار هستن

و مــــــــــــــــــــــــــــــــن

که از اتمام ها  دلگیر بودم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

حالا هم دلگیرم که اتمام یک سال از عمرم است

و شادم از اینکه یک قدم به خوشبختی نزدیکتر شدم

و شادم از اینکه یه قدم برای رسیدن به عشقم نزدیکتر شدم

و شادم از اینکه به ظهور امام مهدی(عج)نزدیکتر شدم

خدایا مرا از اصحاب امام زمان(عج) قرار بده

خدایا اگر بدی زیاد کردم و گناهکارم

خدایا اگر عملم پاک و خالص نیست

خدایا آنچنان کمکم کن که خوب شوم و باشم

که لایق آن باشم از سربازان امام شوم

خدایا کمک کن تا به تو نزدیک و نزدیکتر شوم

خدایا آنچه کن و برام بنویس که باعث شادی تو و بنده هایت شوم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

خدایا غم همه دارن

خدایا غم گران بهای عشقت رو به من ارزانی ده تا من سر تا سر تو شوم

خدایا سال جدید رو

 برای خانودام،

 دوستانم،

نزدیکانم،

 عزیزانم،فقیرانت،بیچارگانت،

و همه و همه و برای من

 سالی خوب و پر از شادی و امید و جدید و رویایی ،

 سلامتی ، برآورده شدن آرزوها، رسیدن به خواسته ها،

دلخوشی و رضایت از زندگی و روزگار

 بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنویس

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

خدایا کمک کن تا اشتباهای سال گذشته رو جبران کنیم

و خدایا

خدا

خدا جون ظهور امام زمان (عج) رو نزدیک و نزدیکتر کن و مارو از یارانش قرار بده

و همه جهان رو از ظلم و ستم نجات بده

و کمک که همیشه کلمه الله هی العلیا همه جا علیا باشه

به امید آخرین جمعه انتظار و ظهور قائم آل محمد(عج)

اللهم عجل لولیک الفرج

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال

نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 15:0 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

دانلود کتاب سایت شبکه سه سیما – کتاب گلبرگ زندگی برای موبایل


Emaad 1598 big دانلود کتاب سایت شبکه سه سیما   کتاب گلبرگ زندگی برای موبایل

نسخه اول ودوم وسوم موبایل(در یک فایل فشرده)، (برگرفته از برنامه گلبرگ ،سایت شبکه ۳) این کتاب با نرم افزار کاتب تهیه شده برخی ویژگی های نرم افزار کاتب(این کتاب):
۱-ارسال مطالب کتاب به صورت پیامک
۲- “”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”ایمیل
۱٫ امکان برجسته نمودن (highlight) متن انتخابی
۲٫ امکان علامت گذاری در متن بصورت نامحدود جهت دسترسی سریع به آن (افزودن به یادآوری ها)
۳٫ جستجوی دقیق و پیشرفته
۵٫ ذخیره سازی متون مورد نظر بر روی حافظه تلفن همراه بصورت یک فایل متنی
۶٫ حرکت خودکار متن با قابلیت تنظیم سرعت این حرکت
۸٫ قابلیت ثبت نام برای کاربران (registration)
9. قابلیت پرش به صفحه مورد نظر
۱۰٫ امکان چرخش متن برای سهولت در امر مطالعه
۱۱٫ نمایش متون در چهار سایز متفاوت
۱۲٫ قابل اجرا و سازگار با صفحات لمسی
۱۳٫ محیط کاملا گرافیکی
شامل مسائل
قبل از ازدواج
نامزدی وخواستگاری
عقد بستگی
بعد از ازدواج

که در سایت شتاب دانلود به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته است.

دانلود از پرشین گیگ

حجم:تقریبا۲٫۱۴ MB


[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 22:17 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
                                        

حتـــــــــــــــــمـــا دانــــــــــــــــــــــــــــــــــلود کــــــــــــــــــــــــــنید و لـــــــــــــــــــــــــذت ببــــــــــرید

                                                    دانلود         

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:9 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

 آیات قرآن راجع به دعا کردن


۱.(اعراف آیه ۸۰):برای خدا نام های نیک است پس او را به وسیله آنها بخوانید و دعا کنید.

۲.(غافر آیه ۶۰):مرا بخوانید و درخواست کنید تا پاسخ دهم.

۳.(انعام آیه ۵۳):ای پیامبر نباید آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی.

۴.(فرقان آیه ۷۷):ای رسول من بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد.

سخن حضرت علی (ع) راجع به دعا کردن: دعا سپر مومن در مقابل بلاهاست و اگر درب خانه ای را زیاد بکوبی عاقبت به رویت باز شود.خداوند دوست داردبندگانش از او درخواست کنند و به پاداش دعای آنان در روز قیامت مانند عملهای دیگرشان خواهد داد.

چه وقت هایی برای دعا کردن مناسب است

امام صادق (ع) فرمودند: سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است

۱.بعد از نماز واجب

۲.هنگام آمدن باران

۳.هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه ء معجزه ای از طرف خدا برای بندگان خود

شرایط دعا کردن

اول: اعتراف به گناهان

دوم: شکر نعمت ها

سوم: صلوات بر محمد و آل محمد

چهارم: دعا کردن و حاجت خواستن

پنجم:  صلوات بر محمد و آل محمد

دعا کردن سه حالت دارد که به هر حالتی که باشد برای بنده اجر معنوی دارد

حالت اول : آن که صلاح بنده در آن هست و به او می رسد و مشروط به دعا نیست و در این صورت ثمره دعا در تقرب بنده است به خدا.

حالت دوم : آن که صلاح بنده در آن هست و رسیدن به آن مشروط به دعا کردن است و در این صورت ثمره ء دعا دو چیز است یکی رسیدن به مطلب و دیگر تقرب به خدا.

حالت سوم : آن که صلاح بنده در آن نیست و به آن نمی رسد و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یکی تقرب به خدا دوم عوض آن که در دنیا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا می شود. 

دعا را شرایطی است :

اول : خواستن و طلب


شرط اولش این است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پیدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه می‏خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت درآید ، همان طوری که‏ اگر در یک نقطه بدن یک احتیاجی پیدا شود تمام اعضا و جوارح شروع می‏کنند به فعالیت و حتی ممکن است عضوی به مقدار زیادی از کار خود بکاهد برای‏ رفع احتیاجی که در فلان نقطه بدن پیدا شده است . اگر مثلا تشنگی بر انسان‏ غلبه کند اثر تشنگی در وجناتش پیدا می‏شود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب می‏گویند .
اگر هم در آن حال بخوابد آن‏ را به خواب می‏بیند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است .
احتیاج روحی و معنوی انسان که جزئی از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همین طور است‏ . روح انسان جزئی است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتیاجی در وجودش پیدا شود ، دستگاه عظیم خلقت او را مهمل نمی گذارد .
فرق است بین خواندن دعا و دعای واقعی . تا دل انسان با زبان هماهنگی‏ نداشته باشد دعای واقعی نیست . باید در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پیدا شود ، حقیقتا در وجود انسان احتیاج پدید آید که :

هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست
هر که جویا شد بیابد عاقبت
مایه‏اش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستی است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
« امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء »" (نمل ، 62)

آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ )

دوم :ایمان و اعتماد به استجابت


شرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات‏ احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بنده‏ای‏ بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است . در حدیث است : « إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 )
یعنی آنگاه که دعا می‏کنی‏ حاجت خود را دم در آماده فرض کن .


علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج می‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارک رمضان می‏خوانده است اینچنین به خدای خود می‏گوید :

" « اللهم‏إنی أجد سبل المطالب‏إلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک‏ مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک‏ للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضع‏إجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهف‏إلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع‏ الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحل‏إلیک قریب‏ المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک ‏إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان‏ خوانده می‏شود) .
یعنی بار الها ! من جاده‏های طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای‏ امید به تو را مالامال می‏بینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده می‏بینم ، و به یقین می‏دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه‏ بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل‏
کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران می‏کند .
و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست‏ بندگان است که حجاب دیده آنها می‏گردد .

سوم : مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع


شرط دیگر دعا این است که بر خلاف نظام تکوین یا نظام تشریع نباشد .
دعا استمداد و استعانت است برای اینکه انسان به هدفهایی که خلقت و آفرینش و تکوین برای او قرار داده و یا تشریع و قانون آسمانی الهی که‏ بدرقه تکوین است معین کرده ، برسد .
دعا اگر به این صورت باشد شکل یک‏ حاجت طبیعی به خود می‏گیرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازنی که دارد و هر جا احتیاجی هست فیض و مدد می‏رسد ، او را یاری و کمک می‏کند .
و اما خواستن و طلب چیزی که بر خلاف هدف تکوین یا تشریع است ، مانند خواستن خلود در دنیا یعنی عمر جاویدان که مرگ هرگز به سراغش نیاید یا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نیست ، یعنی این گونه دعاها مصداق واقعی‏ دعا نمی باشند .

چهارم : هماهنگی سایر شؤون دعا کننده

شرط دیگر اینکه سایر شؤون زندگی انسان با دعا هماهنگی داشته باشد . یعنی آنها با هدف تکوین و تشریع هماهنگی داشته باشند ، دل ، پاک و صاف‏ باشد ، کسب و روزی ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حدیث است از امام صادق علیه‌السلام :

" « إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه ، و لیخرج من مظالم‏ الناس . وإن الله لا یرفع‏إلیه دعاء عبد و فی بطنه حرام ، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه » " بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 321

یعنی هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود ، کار و کسب و راه‏ در آمد و روزی خود را پاکیزه کند و خود را از زیر بار مظلمه‏هایی که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زیرا دعای بنده‏ای که در شکمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمی شود .

پنجم : مورد دعا نتیجه گناه نباشد


شرط دیگر اینکه حالتی که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغییر و حالت بهتری پیدا کند ، نتیجه کوتاهی و تقصیر در وظایف نباشد . و به‏ عبارت دیگر ، حالتی که دارد و دعا می‏کند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتیجه منطقی تقصیرات و گناهان او نباشد ، که در این صورت ، تا توبه‏ نکند و علل و موجبات این حالت را از بین نبرد آن حالت عوض نخواهد شد.

مثلا امر به معروف و نهی از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگی‏ کامل دارد به اجرا و عدم اجرای این اصل . نتیجه منطقی ترک امر به معروف‏ و نهی از منکر این است که میدان برای اشرار باز می‏شود و آنها بر مردم‏ مسلط می‏گردند .

اگر مردم در این وظیفه خود کوتاهی کنند و به عقوبت و نتیجه منطقی این‏ کوتاهی مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهای خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نیست .

راه منحصر این است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهی از منکر بکنند ، البته در این صورت تدریجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسید .

« إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 )

سنت الهی‏ این است که مادامی که مردمی وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغییر ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهد . در احادیث‏ معتبره وارد شده است :

" « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو لیسلطن الله علیکم شرارکم‏ ، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم » " (کافی ، ج 5 .).

باید امر به معروف و نهی از منکر کنید ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نیکان شما دعا می‏کنند و دعاهای آنها مستجاب‏ نخواهد شد .

در حقیقت ، این گونه دعاها نیز بر خلاف سنت تکوین و تشریع است . همین طور است آدمی که عمل نمی کند و تنها به دعا می‏پردازد . او نیز کاری بر خلاف سنت تکوین و تشریع می‏کند .

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‏فرماید :

" « الداعی بلا عمل کالراعی بلا وتر » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 312 )

یعنی آن که عمل نمی کند و دعا می‏کند ، مانند کسی است که با کمانی که زه ندارد می‏خواهد تیراندازی‏ کند . یعنی عمل و دعا مکمل یکدیگرند ، دعای بدون عمل اثر ندارد .

ششم : دعا نباید جانشین فعالیت قرار گیرد

شرط دیگر این است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردی باشد که انسان‏ دسترسی به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کلید حاجتی را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت می‏کند و از به کار بردن آن کلید مضایقه دارد و از خدا می‏خواهد آن دری را که کلیدش در دست‏ دعا کننده است به روی او باز کند و زحمت به کار بردن کلید را از دوش‏ او بر دارد ، البته چنین دعایی قابل استجابت نیست .

این گونه دعاها را نیز باید از نوع دعاهای مخالف سنن تکوین قرار داد .

دعا برای تحصیل توانایی است . دعا در صورتی که خداوند توانایی مطلوب را به انسان داده است از قبیل طلب تحصیل حاصل است . لهذا پیشوایان دین‏ فرموده‏اند :

« خمسة لا یستجاب لهم » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 356 ) .

یعنی پنج دسته‏اند که‏ دعای آنها مستجاب نمی شود ،
یکی دعای آن کس که زنی دارد که او را اذیت‏ می‏کند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نمی‏دهد و پیوسته می‏گوید خدایا ! مرا از شر این زن‏ راحت کن

دیگر کسی که برده‏ای دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و می‏گوید خدایا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتی که می‏تواند او را بفروشد

سوم کسی که از کنار دیوار کج مشرف به سقوط عبور می‏کند و می‏بیند عن قریب سقوط می‏کند ، اما او دور نمی شود و پیوسته دعا می کند که خدا جان او را حفظ کند.

چهارم کسی که مالش را به دیگری قرض‏ داده اما کوتاهی کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی دهد و این پیوسته دعا می‏کند و از خداوند می‏خواهد که پولش را به‏ او برگرداند ، در صورتی که از اول در اختیار خود او بود که تا سند و شاهد نگیرد آن پول را به قرض ندهد.

پنجم کسی که در خانه‏اش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پیوسته می‏گوید : " اللهم
ارزقنی " ( خدایا بمن روزی‏ برسان )

بدیهی است که منحصر به این پنج مورد نیست . این پنج مورد به عنوان‏ مثال آورده شده برای مواردی که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبیر به‏ هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهی می‏کند و می‏خواهد دعا را جانشین عمل‏ قرار دهد .

خیر ، این طور نیست . دعا در نظام خلقت برای این نیست که‏ جانشین عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشین عمل .
[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 13:46 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فُانی قریب 
من که نزدیکم (بقره)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور)
 
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود)

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه )
 
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب 
خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر)

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران )
 
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین 
خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر)
 
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما 
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب )


[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 13:24 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]

 اگر زمانی به گوشه ای از زندگی امان لطمه ای وارد شد و یا مشکلی در جلوی پایمان قرار گرفت یادمان باشد که کسی ما را فرا می خواند ...


روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند. پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. "برای اینکه شما را متوقف کتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم ".
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.... برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ....


در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

*

 

 

آری خدا همیشه با ما زمزمه می کند و با درون ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقتی را برای گوش دادن قرار نمی دهیم ، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند. و ما در این انتخاب تصمیم گیرنده هستیم که گوش کنیم یا نه!

...

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 13:16 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
گويند: سگ گله اى بمرد . چون صاحبش خيلى آن را دوست داشت ، او را در يكى از مقابر مسلمين دفن كرد. خبر به قاضى شهر رسيد. دستور داد او را احضار كنند و بسوزانند. زيرا او سگ خود را در قبرستان مسلمانان بخاك سپرده است . وقتى او را دستگير كردند، و نزد قاضى آوردند، گفت : اى قاضى ، اين سگ وصيتى كرده كه مى خواهم به شما عرض كنم تا بر ذمه من چيزى باقى نماند.
قاضى پرسيد: وصيت چيست ؟
آن مرد گفت : هنگامى كه سگ در حال موت بود به او اشاره كردم كه همه اين گوسفندان از آن تو است . پس وصيت كن كه آنها را به چه كسى بدهم .
سگ به خانه شما كه قاضى شهر هستيد اشاره كرد. اينك گله گوسفندان حاضر و آماده ، و در اختيار شما است .
قاضى با تاءثر و تاءسف گفت : علت فوت مرحوم سگ چه بود؟ آيا به چيز ديگرى وصيت نكرد؟ خداوند به نعمات اخروى بر او منت نهد و تو نيز به سلامت برو. چنانچه آن مرحوم وصاياى ديگرى داشت ما را آگاه گردان تابه آن عمل كنيم .
به اين ترتيب چوپان از مرگ نجات يافت

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 15:55 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب

JavaScript Codes
بشنو این نی چون شکایت می‌کند از جداییها حکایت می‌کند کز نیستان تا مرا ببریده‌اند در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از نالهٔ من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست آتشست این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد آتش عشقست کاندر نی فتاد جوشش عشقست کاندر می فتاد نی حریف هرکه از یاری برید پرده‌هااش پرده‌های ما درید همچو نی زهری و تریاقی کی دید همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید نی حدیث راه پر خون می‌کند قصه‌های عشق مجنون می‌کند محرم این هوش جز بیهوش نیست مر زبان را مشتری جز گوش نیست در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست هر که جز ماهی ز آبش سیر شد هرکه بی روزیست روزش دیر شد در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام
ابزار وبلاگنویسان اس ام اس جدید
ابزار وبلاگنویسی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بازگشت

دریافت کد آهنگ