|
بازگشت حـــــــــ ــکیمــــانـــــــــ ــــه
| ||
|
در «تفسیر علیّ بن إبراهیم » درباره آیه 56 سوره نساء («كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم
بَدَّلْنَـ'هُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَهَ كَانَ
عَزِیزًا حَكِیمًا؛ به زودی آنها را به آتشی درآوریم که هربار پوستشان پخته
شود، پوستی دیگر برجایش نهیم تا عذاب را (به طور کامل) بچشند. بی شک خداوند شکست
ناپذیر حکیم است»)
وارد است كه از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدند: چگونه پوست های بدن را
خداوند تبدیل می كند؟! حضرت فرمود: آیا ندیده ای وقتی را كه یك خشت خام را برداری و
پاره و خرد كنی و آن را خاك بنمائی، و سپس آن را در قالب بریزی و دوباره خشت كنی ؟!
این همان خشت است كه اصلش واحد است، و حَدث و تغیّری در او پیدا شده است. و نیز در همین تفسیر درباره آیه 49 سوره ابراهیم: «مُقَرَّنِینَ فِی الاْصْفَاد»ِ وارد است كه: یعنی بعضی از جهنّمیان را با بعضی دیگر به یك قید و زنجیر می بندند و درباره آیه 50 همان سوره («سَرَابِیلُهُم مِن قَطِرَانٍ؛ جامه هایشان از مس گداخته (یا قیر) است») وارد است كه: مراد از «سرابیل» پیراهن است. و در روایت أبوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام وارد است كه: «قَطِرَان» مس گرم و گداخته است، یعنی حرارت آن به حدّ اشدّ رسیده است. و خداوند كه می فرماید: «وَ تَغْشَی ' وُجُوهَهُمُ النَّارُ، یعنی آن پیراهنی كه از مس گداخته است جهنّمی ها بر تن می كنند، و از شدّت گرمی آن، صورت هایشان را آتش می پوشاند» (ابراهیم/50). و نیز در همین تفسیر درباره آیه 16 همان سوره («مِن وَرَآئِِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقَی ' مِن مَآءٍ صَدِیدٍ)، وارد است كه: مراد از آن آشامیدنی هائی كه به جهنّمی ها خورانده می شود كه صَدید است، آن مایعی است كه از فروج زنهای زناكار بیرون می آید. و درباره آیه 17 همان سوره («یَتَجَرَّعُهُ وَ لاَیَكَادُ یُسِیغُهُ و وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَیِّتٍ)، وارد است كه: چون آن صَدید را كه آن مایع است به او نزدیك كنند كه بیاشامد، ناپسند دارد و متنفّر می گردد. و چون خیلی نزدیك كنند، صورتش كباب شود، و پوست سرش با موها مجموعاً كنده شود. و چون بیاشامد، روده ها و امعاء او پاره پاره شود و در زیر دو قدم او بیفتد. و از هر یك از آن جهنّمیان به قدر یك دشت و به قدر یك وادی، چرك خونین و یا خون چركین و فلزّ گداخته خارج گردد. و آن دوزخیان آنقدر گریه كنند كه از اثر آن در چهره هایشان مانند جوی و نهر، اشك سرازیر شود. و سپس اشك منقطع شود و به جای آن خون گریه كنند. و خون جاری گردد بطوریكه اگر بنا شود كشتی ها در آن اشك ها و خون ها جریان پیدا كنند، می توانند جاری شوند؛ و اینست معنای گفتار خداوند: «وَ سُقُوا مَآءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَآءَهُمْ؛ آبی جوشان به خوردشان داده می شود پس روده هایشان را از هم می پاشد» (آیه 15 سوره محمد). و نیز در همین تفسیر درباره آیه: «فَالَّذِینَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِن نَارٍ یُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِیمُ * یُصْهَرُ بِهِ مَا فِی بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ * وَ لَهُم مَقَـ'مِعُ مِنْ حَدِیدٍ* كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ» (قسمتی از آیه 19 و آیات 20 تا 22 سوره حج) وارد است كه: مراد از كفّار در اینجا بنی امیّه هستند. و آتش آنطور آنان را فرا گیرد مانند لباسی كه در بركنند، و در اینصورت از شدّت آن، لب های زیرین آنها سست شود و استرخاء پیدا كند تا به ناف آنان برسد، و لب های زِبَرین آنها كشیده شود تا به سر آنان برسد. و هروقت اراده خروج كنند، با مقامع حدید یعنی گرزهای آهنین زده شوند تا با آن گرزها دوباره در دوزخ بازگشت نمایند. باید دانست كه تفسیر كفّار در این آیه به بنی امیّه از باب جَرْی و تطبیق است نه انحصار مدلول، همچنانكه در آیات شریفه قرآن همه آنچه از این قبیل است بر همین منوال است؛ و گرنه در هر زمان و در هر مكان اگر افرادی پیدا شوند كه موضوع برای این مجازات ها از نقطه نظر تعدّی و تجاوز قرار گیرند، این مجازات ها درباره آنان إجرامی گردد. و نیز در همین تفسیر درباره آیه 20 سوره سجده («وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَی'هُمُ النَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَآ أُعِیدُوا فِیهَا») آورده است كه: چون در جهنّم وارد شوند، به اندازه هفتاد سال راه پائین می روند، و چون به طبقه پائین تر آن رسیدند در این حال جهنّم یك زفیری می كشد و صدائی از دل بر می آورد كه همه را به بالای جهنّم می پراند و در اینصورت با گرزهای آهنین دوباره آنان را به پائین می رانند. و نیز در همین تفسیر درباره آیه 30 سوره ق («یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلاَتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِن مَزِیدٍ) آورده است كه: این استفهامی است، چون خداوند به جهنّم وعده داده است كه آن را پر و مملوّ كند. و بنابراین، آتش از جهنّمیان پر می گردد، و پس از این خداوند به آتش می گوید: آیا پر شدی ؟! و آتش بنا بر استفهام می گوید: «هَلْ مِن مَزِیدٍ؟» یعنی آیا با وجود پری و سرشاری، زیادتی متصوّر است؟! یعنی «لَیْسَ فِیَّ مَزِیدٌ؛ در من دیگر جای زیادی نیست!» در این حال بهشت می گوید: بار پروردگارا! تو به آتش وعده دادی كه او را پر كنی و پر كردی! و به من وعده دادی كه مرا پر كنی! پس چرا پر نكرده ای ؟! حضرت فرمود: در این حال خداوند در آن روز خلقی را می آفریند كه بهشت را بواسطه آنان پر كند. و سپس حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: طُوبَی لَهُمْ؛ خوشا به حال آن خلق كه هیچگونه هموم و غموم دنیا را ندیده اند. و نیز در همین تفسیر درباره آیات 4 تا 7 سوره غاشیه (تَصْلَی ' نَارًا حَامِیَةً * تُسْقَی ' مِنْ عَیْنٍ ءَانِیَةٍ * لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِن ضَرِیعٍ * لاَ یُسْمِنُ وَ لاَ یُغْنِی مِن جُوعٍ؛ (ناچار) به آتشی سوزان در آیند، از چشمه ای داغ نوشانده شوند، طعامی جز از خار تلخ ندارند، که نه فربه کند و نه گرسنگی زداید) آورده است كه: برای آن آتش از شدّت حرارتی كه دارد ناله و فریادی است. و «ضَریع» عَرق اهل جهنّم است، و آنچه از فرج های زنان زناكار خارج می شود. «جحیم» و «سقر» در جهنم و نیز در همین تفسیر درباره آیه 12 سوره تکویر («وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ)، از ابن عبّاس آورده است كه: مراد از «سُعِّرَتْ» آنستكه برای كافران روشن می شود و آتش می گیرد. و «جَحیم» بلندترین آتش از جهنّم است. زیرا كه در كلام عرب، جحیم را به مقدار معظمی از آتش گویند؛ مانند گفتار خداوند عزّ وجلّ: «ابْنُوا لَهُ و بُنْیَـ'نًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ؛ برایش بنایی بسازید و او را در جهنمی (از آتش) افکنید» (آیه 97 سوره صافات)، كه مراد مقدار آتش عظیمی است. و نیز در همین تفسیر، از حضرت صادق علیه السّلام آورده است كه: «إِنَّ فِی جَهَنَّمَ لَوَادِیًا لِلْمُتَكَبِّرِینَ یُقَالُ لَهُ: سَقَرُ. شَكَا إلَی اللَهِ شِدَّةَ حَرِّهِ، وَ سَأَلَهُ أَنْ یَتَنَفَّسَ؛ فَأَذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأُحْرِقَ جَهَنَّمُ؛ در جهنّم یك وادی و بیابانی برای متكبّران است كه به آن سَقَر گویند. به قدری گرم است كه از شدّت حرارت خود به خداوند شكایت كرد، و از او درخواست كرد كه اجازه دهد تنفّسی كند، و خداوند اجازه داد و از تنفّس آن، جهنّم آتش گرفت» (سخن امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 60 سوره زمر). [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:53 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
مقدمهقَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج۵۰ ،۱۳۴٫ مجموعه ورام ،ج ۱ ،ص ۱۴۵) . عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛ مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و … . شب اول قبراللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر. (مکارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صاددق ۲۷۹) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم . به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و… باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید. لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد. نکیر و منکرسوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند. این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَکَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْکَرٌ وَ الْآخَرُ نَکِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(کشف المحجة لثمرة المهجة، ص: ۲۷۳) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى که داخل قبر خود شود دو ملک نزد او حاضر شوند (یکى منکر و دیگرى نکیر است) و اول چیزى که از وى سؤال کنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند. پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال کردند، فرمود: نماز از واجبات دین
است …شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نکیر و منکر
است از امام صادق(علیه السلام) نقل است که: چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نکیر و منکر) نزد او آیند در حالى که موهاى خود را به زمین می کشند و با پاهاى خود زمین را می شکافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیرهکننده چشم است و به او می گویند: کیست پروردگار تو و چیست دین تو و کیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه که دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتازترجمهج۲،۱۵۲ ) ![]() نیز در خبرست آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکیر علیهما السّلام مىآیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع کند و قبر وى باغی گردد از باغهاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهایهاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،۸۰ ،الباب الاول) تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت میآید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است. همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاریاش کنند). اصول کافی، باب المسأله فی القبر ۲/ ۶۳۴ و ۳/۲۰۱ ) البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است . لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الکافی، ج۳، ۲۳۵) در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود. این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج۲،ص ۲۳۷) به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص۱۰۹) شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد. برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از : نماز(۲) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال کردند، فرمود: نماز از واجبات دین است …شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نکیر و منکر است.(نصحایح ،۳۶۹، نماز بیست و نه خاصیت دارد … ) نماز شبو امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل کردند که: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مىگردد و… جواب منکر و نکیر و مونس و زائر او در قبر مىگردد. روزه ماه شعبانهر کس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منکر و نکیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص۸۲) دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلامهر کس على را دوست بدارد خداوند … ترس منکر و نکیر را از او دور مىگرداند و قبرش را روشن مىسازد و چهرهاش را نورانى مىنماید. (الإیمان و الکفر بحار الانوار،ج۱،۲۵۴) [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:52 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 11:34 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
ســــــــــــــــــــــــــــــلام روزهای آخر ســـال هس همه در هیــــــــاهو هستن همه شاد و دلخوش هستن همه منتظر بـــــهار هستن و مــــــــــــــــــــــــــــــــن که از اتمام ها دلگیر بودم حالا هم دلگیرم که اتمام یک سال از عمرم است و شادم از اینکه یک قدم به خوشبختی نزدیکتر شدم و شادم از اینکه یه قدم برای رسیدن به عشقم نزدیکتر شدم و شادم از اینکه به ظهور امام مهدی(عج)نزدیکتر شدم خدایا مرا از اصحاب امام زمان(عج) قرار بده خدایا اگر بدی زیاد کردم و گناهکارم خدایا اگر عملم پاک و خالص نیست خدایا آنچنان کمکم کن که خوب شوم و باشم که لایق آن باشم از سربازان امام شوم خدایا کمک کن تا به تو نزدیک و نزدیکتر شوم خدایا آنچه کن و برام بنویس که باعث شادی تو و بنده هایت شوم خدایا غم همه دارن خدایا غم گران بهای عشقت رو به من ارزانی ده تا من سر تا سر تو شوم خدایا سال جدید رو برای خانودام، دوستانم، نزدیکانم، عزیزانم،فقیرانت،بیچارگانت، و همه و همه و برای من سالی خوب و پر از شادی و امید و جدید و رویایی ، سلامتی ، برآورده شدن آرزوها، رسیدن به خواسته ها، دلخوشی و رضایت از زندگی و روزگار بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنویس خدایا کمک کن تا اشتباهای سال گذشته رو جبران کنیم و خدایا خدا خدا جون ظهور امام زمان (عج) رو نزدیک و نزدیکتر کن و مارو از یارانش قرار بده و همه جهان رو از ظلم و ستم نجات بده و کمک که همیشه کلمه الله هی العلیا همه جا علیا باشه به امید آخرین جمعه انتظار و ظهور قائم آل محمد(عج) اللهم عجل لولیک الفرج ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــ [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 15:0 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
نسخه اول ودوم وسوم موبایل(در یک
فایل فشرده)، (برگرفته از برنامه گلبرگ ،سایت شبکه ۳) این کتاب با نرم
افزار کاتب تهیه شده برخی ویژگی های نرم افزار کاتب(این کتاب): که در سایت شتاب دانلود به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته است.
حجم:تقریبا۲٫۱۴ MB
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 22:17 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
حتـــــــــــــــــمـــا دانــــــــــــــــــــــــــــــــــلود کــــــــــــــــــــــــــنید و لـــــــــــــــــــــــــذت ببــــــــــرید [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:9 ] [ عـــــــبــ ـــــاد اللـــ ــه ]
آیات قرآن راجع به دعا کردن ۱.(اعراف آیه ۸۰):برای خدا نام های نیک است پس او را به وسیله آنها بخوانید و دعا کنید. ۲.(غافر آیه ۶۰):مرا بخوانید و درخواست کنید تا پاسخ دهم. ۳.(انعام آیه ۵۳):ای پیامبر نباید آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی. ۴.(فرقان آیه ۷۷):ای رسول من بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد. سخن حضرت علی (ع) راجع به دعا کردن: دعا سپر مومن در مقابل بلاهاست و اگر درب خانه ای را زیاد بکوبی عاقبت به رویت باز شود.خداوند دوست داردبندگانش از او درخواست کنند و به پاداش دعای آنان در روز قیامت مانند عملهای دیگرشان خواهد داد. چه وقت هایی برای دعا کردن مناسب است امام صادق (ع) فرمودند: سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است ۱.بعد از نماز واجب ۲.هنگام آمدن باران ۳.هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه ء معجزه ای از طرف خدا برای بندگان خود شرایط دعا کردن اول: اعتراف به گناهان دوم: شکر نعمت ها سوم: صلوات بر محمد و آل محمد چهارم: دعا کردن و حاجت خواستن پنجم: صلوات بر محمد و آل محمد دعا کردن سه حالت دارد که به هر حالتی که باشد برای بنده اجر معنوی دارد حالت اول : آن که صلاح بنده در آن هست و به او می رسد و مشروط به دعا نیست و در این صورت ثمره دعا در تقرب بنده است به خدا. حالت دوم : آن که صلاح بنده در آن هست و رسیدن به آن مشروط به دعا کردن است و در این صورت ثمره ء دعا دو چیز است یکی رسیدن به مطلب و دیگر تقرب به خدا. حالت سوم : آن که صلاح بنده در آن نیست و به آن نمی رسد و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یکی تقرب به خدا دوم عوض آن که در دنیا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا می شود. دعا را شرایطی است : اول : خواستن و طلب
هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست
هر که جویا شد بیابد عاقبت
مایهاش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستی است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
« امن یجیب المضطرإذا
دعاه و یکشف السوء »" (نمل ، 62)
آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ ) دوم :ایمان و اعتماد به استجابتشرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بندهای بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است . در حدیث است : « إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 ) یعنی آنگاه که دعا میکنی حاجت خود را دم در آماده فرض کن . علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج میزند و آن حضرت در سحر ماه مبارک رمضان میخوانده است اینچنین به خدای خود میگوید : " « اللهمإنی أجد سبل المطالبإلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضعإجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهفإلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحلإلیک قریب المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده میشود) . یعنی بار الها ! من جادههای طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای امید به تو را مالامال میبینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده میبینم ، و به یقین میدانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران میکند . و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست بندگان است که حجاب دیده آنها میگردد . سوم : مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||